بررسی افکار هوگو گروسیوس درباره حقوق بین الملل
یعقوب باتمانی( وکیل پایه دادگستری و دانشجوی دکترای حقوق بین الملل[1])
1- زندگی گروسیوس:
معمولاً از گروسیوس[2] به عنوان پدر حقوق بین الملل یاد می شود. این عالم روحانی در 17 آوریل 1583 در شهر دلف هلند متولد شد. نبوغ و استعداد او بسیار خیره کننده بوده است.
گروسیوس فقط مدت 24 سال را در تبعید گذراند و در همین مدت ده سال نیز سفیر بود. زندگی او در زمان بروز جنگ های سی ساله و ظهور نهضت پروتستان ها سیر نمود.
گروسیوس پاریس رفت و مورد حمایت رییس مجلس پاریس قرار گرفت و از سوی لویی سیزدهم مقرری دریافت می نمود لیکن پس از مدتی کوتاه به آلمان رفت. در این ایام کتاب حقوق جنگ و صلح را نوشت. این کتاب مورد استقبال پروتستان ها قرار گرفت. همین امر سبب شد که پادشاه سوئد او را به عنوان سفیر این کشور در فرانسه(1634) انتخاب نماید. در این ایام نیز او از مطالعه غافل نبود. به دلایلی گروسیوس به سوئد فرا خوانده شد. پس از آن تصمیم گرفت که به آلمان برود. اما در طی این سفر دریایی کشتی غرق شد اما او زنده ماند و به آلمان رسید. لیکن بر اثر این اتفاق سلامت خود را از دست داد و چند روز بعد در 1645 وفات نمود. مدفن او اکنون در شهر دلف هلند است[3].
2- آثار گروسیوس:
در باب علت تالیف کتاب حقوق جنگ و صلح در مقدمه این کتاب گروسیوس چنین نوشته است:
« دیدم که در سراسر عالم مسیحیت یک لجام گسیختگی در جنگ حکم فرمایی می کند که حتی اقوام بربر می بایست از آن شرم داشته باشند. به علل بی معنی و حتی بدون دلیل به اسلحه متوسل می شدند و هنگامی که اسلحه به دست می گرفتند، هیچ گونه احترام برای قوانین الهی و بشری قایل نبودند، عیناً مانند این که از آن لحظه مردم خود را مجاز می دانستند که هر جنایتی که می خواهند مرتکب شوند، بدون این که به هیچ قیدی خود را پایبند بدانند[4].»
و درمقام بیان موضوع این تالیف گفته است: بیان حقوقی که حاکم بین ملل و سلاطین آنهاست، خواه ناشی از طبیعت، خواه از اراده خدایی و خواه بر اثر عرف و رضایت ضمنی.
3- تقسیم بندی حقوق از دیدگاه گروسیوس
گروسیوس تقسیم بندی جدیدی برای حقوق به طور کلی ابتکار کرد. گرچه این تقسیم بندی چندان روشن نیست ولی با تجزیه و تحلیل سیستم او می توان مقصود او را چنین بیان کرد که حقوق اساساً بنا بر منبع و اساسی که دارد بر دو نوع است: حقوق طبیعی و حقوق ارادی[5].
حقوق طبیعی از طبیعت ناشی می شود و زاییده اراده هیچ کس نیست و حتی اراده خداوند نمی تواند آن را تغییر دهد. اما حقوق ارادی ناشی از اراده است و بر دو گونه است: حقوقی که از اراده الهی ناشی می شود و دوم حقوقی که منبعش اراده بشر است. حقوق ارادی الهی همان است که در کتب مقدس آمده است.
حقوق ارادی بشری را گروسیوس بر سه نوع می داند: حقوق مدنی، حقوق خانوادگی و حقوق بین الملل.
از دید گروسیوس دولتها آزاد نیستند خلاف حقوق طبیعی عملی انجام دهند زیرا این حقوق بر کلیه اراده های ملل و دول تحمیل می شود و لزوماً رابطه بین آنها را تنظیم می کند. عدم رعایت حقوق طبیعی توسط دول در داخل کشور موجب عصیان افراد می شود که این را به مقاومت در برابر ظلم می توان تعبیر کرد و در روابط بین ملل هم مستوجب مجازات است که به صورت جنگ ممکن است ظاهر شود.
این تقسیم بندی کاملاً روشن نیست؛ زیرا این رشته های فرعی از یکدیگر جدا نیستند و سلسله مراتبی در آن مشاهده می شود. با این توضیح که حقوق طبیعی با این که ظاهراً از حقوق ارادی مجزاست، ولی اصول آن مافوق اراده دول و افراد است[6].
4- حقوق طبیعی:
در مقدمه کتاب حقوق جنگ و صلح گروسیوس با انتقاد از اوضاع و احوال روزگار خود می گوید بشر در اصل حیوان خودخواهی نیست بلکه احتیاج به حفظ اجتماع خود دارد و همین حس منبع حقوق طبیعی است.
گرسیوس، برای شناخت حقوق طبیعی،دو روش پیشنهاد می کند:یکی روش لمی که دقیق و فلسفیتر است؛دیگر روش انی که در خور فهم همهء مردم و به اصطلاح عامیانه می باشد.این شناسائی از طریق لمی است وقتی ببینیم چیزی لزوما موافق و یا مخالف طبیعت عقلی و اجتماعی باشد؛و از طریق انی صورت می گیرد وقتی ملاحظه نمائیم چیزی از نظر تمام ملل متمدن درست و صحیح تشخیص داده شده است.
ولی گروسیوس روش دوم را ناقص دانسته فقط آن را دارای ارزش اجتماعی می داند؛ زیرا صحت این روش مستلزم آن است که انسان قبل از هر چیز، به حقوق وضعی ملل آشنائی کامل داشته باشد. مضافا به اینکه ارزش حقوق طبیعی بایستی به واسطه خود آن باشد بدون اینکه عدم شناسائی آن در این موضوع مؤثر قرار گیرد[7].
5- حقوق ارادی:
در نظر گروسیوس روابط بین المللی مبتنی بر قواعدی است که از اراده دول ناشی می شود و این همان حقوق بین الملل می باشد. گروسیوس منبع حقوق بین الملل را اراده مشترک دول می داند. اما ضابطه صحیح و دقیقی برای تمیز حقوق طبیعی و ارادی به دست نداده است و برای تمیز آنها به این توصیه اکتفا می کند که باید اصول و مقررات جهانی را بررسی نماییم و ببینیم اگر اینها نتیجه منطقی از اصول عقلی باشند، در این صورت باید بگوییم چنین اصول و مقرراتی ناشی از حقوق طبیعی هستند و اگر بر اثر اتفاق نظر و رضایت مشترک دولتها حاصل شده اند آنها را مربوط به حقوق بین الملل ارادی بدانیم.
گروسیوس معتقد است که قواعد حقوق بین الملل قابل تغییر است و در زمان و مکان ممکن است تفاوت پیدا کند زیرا مقررات این حقوق منطقی و بدیهی نبوده و اثبات لزوم آنها محتاج به استدلال است و اجباری بودن آنها از این نظر است که دوبتها آن را وضع کرده اند. این قواعد قبل از اینکه به وجود آیند در درون ذات دول نقش می بندند. بنابراین از نظر دول که سازنده آن هستند درون ذاتی می باشند. این قواعد امروزه موضوعه یا وضعی نیز نامیده می شوند. از سوی دیگر اراده و رضایت دولتها که موجد حقوق بین الملل بوده است، در عین حال محدود به حقوق طبیعی است و باید از آن اطاعت کند. با این اوصاف به اعتقاد برخی گروسیوس برای حقوق بین الملل دو منبع طبیعی و وضعی قایل بوده است و این افراد تشکیل مکتب تلفیقی را داده اند[8].
6- دولت از دید گروسیوس:
گروسیوس عناصر اصلی دولت را جمعیت و حکومت می داند و برای سرزمین ارزش زیادی قایل نیست. علاوه براین او هنگامی که از مقام صلاحیت دار برای اعلام جنگ و صلح صحبت می کند، به تحقیق در ماهیت حاکمیت می پردازد. اما افکار او درباره حاکمیت چندان با فرضیات جدید مطابقت نمی کند. او قبول نمی کند که حکومت به خاطر افراد است و از همین روی برای مقامات حاکمه قدرت فوق العاده و بدون مسئولیت قایل است. از طرف دیگر حق حاکمیت را به حق مالکیت شبیه می سازد که نسبت به اتباع اجرا می شود.
گروسیوس در باب مسئولیت بین المللی دولتها نیز پیشرو نظریه خطا می باشد. او با اقتباس از حقوق روم که به شدت به آن وابستگی داشت، کسانی چون واتل، پوفندرف، ولف و وردروس را نیز به دنبال خود کشاند. رویه قضایی بین المللی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در این باب سخت تحت تاثیر نظریه او قرار گرفت و از جمله دیوان بین المللی دادگستری در رای تنگه کورفو از این دیدگاه پیروی نمود. [9]
7- انتقادات مطروحه بر گروسیوس:
هفتر در کتاب خود با نام حقوق بین الملل اروپایی در نقد کتاب حقوق جنگ و صلح، این اثر را فاقد پایه و ستون عمیق و محکمی می داند. هم چنین گفته شده است که گروسیوس به رویه قضایی در حقوق روم بیش از حد نظر داشته است به نحوی که بعضی مواقع فلسفه حقوق را از نظر دور داشته است. با این حال کسانی چون ساویینی- رهبر مکتب تاریخی حقوق- از رویه گروسیوس دفاع کرده اند.
شارل کالوو نیز کتاب جنگ و صلح گروسیوس را تالیفی کامل نمی داند زیرا گروسیوس نیز به مانند سایر مولفین یک فرد از افراد عصر خود بوده و مزیت او این بوده که توانسته موضوعات مربوط به حقوق بین الملل را از سایر موضوعات جدا نماید و عیب عمده او این بوده که نتوانسته به اندازه کافی اساس کتاب خود را تدقیق نماید.
به اعتقاد فیور، گروسیوس نتوانسته است از خطاهای عصر خود برکنار ماند و در تایید این مطلب چند مثال از نظرات منسوخ و نامعقول زمان که مورد تایید گروسیوس قرار گرفته است، شاهد می آورد. از جمله این که گروسیوس گفته که مسیحیان باید بین خود علیه دشمنان مسیحیت متحد گردند و اینکه متخاصمین حق دارند در مواردی تمام کسانی را که در سرزمین های دشمن یافت می شوند حتی کودکان و زنان و اسیران را به قتل برسانند.
آرتوس نوس بام می گوید: « بدون شک درباره استعداد و لیاقت گروسیوس مخصوصاً در قرن نوزدهم که او را مقنن قانون طبیعی می خوانند مبالغه شده است...» ایشان هم چنین دخالت دادن معتقدات مذهبی و سیاسی و ذکر مثال های تاریخی و نقلی را نقاط ضعف گروسیوس دانسته است. با این حال او نیز قبول دارد که گروسیوس مبتکر یا پدر حقوق بین الملل کنونی است[10].
فرجام سخن:
گروسیوس بی تردید از جمله کسانی است که در تاریخ عصر جدید جهان موثر واقع گردیده است و نظرات و آثار او پایه دکترین ها و مکاتب مختلف امروز گردیده است. کتاب حقوق جنگ و صلح او علی رغم انتقادات بسیاری که به وارد است، از بسیاری جهات منحصر به فرد بوده است. گروسیوس تحت تاثیر عقاید ویتوریا و روش تالیف جنتلی بوده است.
تفکرات گروسیوس علی رغم انتقادات بسیار از آنها، در بسیاری زمینه ها نیز موثر بوده است. به عنوان مثال در سال 1925 در جشن سیصدمین سالگرد انتشار کتاب او توسط اعضای انجمن حقوق بین الملل در لاهه، دولت انگلستان اصل آزادی دریا را توسط نماینده خود، به عنوان احترام و تجلیل از گروسیوس رسماً شناسایی نمود. به اضافه اینکه در دادگاه نورنبرگ نیز عقاید او مورد توجه قرار گرفت.
به طور کلی گروسیوس الزام دولتها در پیروی از حقوق بین الملل را در دو منبع حقوق طبیعی و ارادی می داند. امری که باعث ایجاد مکاتب حقوق طبیعی نوین و پوزیتویسم حقوقی گردید.
منابع:
ذوالعین، مرحوم پرویز: مبانی حقوق بین الملل عمومی، تهران،انتشارات وزارت امور خارجه، 1386
شستاک، جرمی: مبانی فلسفی حقوق بشر، ترجمه محمد حبیبی مجنده، فصلنامه نامه مفید، شماره 22
فن گلان، گرهارد: حقوق بین الملل عمومی، ترجمه دکتر داوود آقایی، جلد یک، نشر میزان، 1387
علی پاشا، صالح: مباحثی از تاریخ حقوق، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1348
طالبی، محمد حسین: نظریه حقوق طبیعی در فلسفه حقوق، فصلنامه معرفت، شماره 46
کاتوزیان، دکتر ناصر: فلسفه حقوق، جلد اول(تعریف حقوق)، انتشارات دانشگاه تهران، 1352
واحدی، جواد: تاریخ فلسفه حقوق، مجله کانون وکلا، دوره اول، خرداد 1334، شماره 42،صص 63 - 71
نوس بام، آرتور: تاریخ مختصر حقوق بین الملل، زیر نظر دکتر احمد متین دفتری، تهران، امیرکبیر، 1337
Brown lee Ian: Principles of Public International law Oxford University Press 1998
[2]- Hugues de Groote 1645-1583
-[3]ذوالعین، مرحوم پرویز: مبانی حقوق بین الملل عمومی، تهران،انتشارات وزارت امور خارجه،1386، صص 387-390 و علی پاشا، صالح: مباحثی از تاریخ حقوق، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1348، صص 618-620
[5]- Brown lee Ian: Principles of Public International law Oxford University Press 1998- pp1-3
ذوالعین، مرحوم پرویز: مبانی حقوق بین الملل عمومی، تهران،انتشارات وزارت امور خارجه،1386، صص 392-395-[6]
6- واحدی، جواد: تاریخ فلسفه حقوق، مجله کانون وکلا، دوره اول، خرداد 1334، شماره 42،صص 63 - 71